یاد داشت هایی از مر حوم محمود کشت گر خواجه داد

1-اسلام دین محبت - سلامت وامنیت است

2-سلام عطوفت قلبی می اورد از یکدیگر دریغ مکنید

3-به فاسدان و فاسقان عفت سلام نکنید

4- اسلام پیام صلح دارد

5-به 4گروه نباید سلام کرد کافران - شراب خواران - قماربازان ومیخواران 

6-هنگامی که مسلمان به مسلمان دیگر دست می دهد کاملا کینه ها ریخته میشود

7-با همدیگر با لبخند ربرو شوید

8-زیارت وملاقات دوستان از ثواب هاست

9-دیدار برادران و دوستان باعث سلامت روان میشود

10-روی گرداندن از صله رحم کوتاهی عمر است

روستای نهور در سیستان نماد وحدت در ایران

روستای نهور در جنوب بنجار یکی از روستا هایی است که از سالیان بسیار دور بر داران اهل سنت و تشیع در کنار هم زند گی می کنند لذا بعد از انقلاب بر داران اهل سنت ما هم با شر کت در مراسم های اجتماعی و دهه محرم  به اثبات رساند هاند که تحت تاثیر هیچ نفاق و دروغ قرار نخواهند گرفت البته باید از زحمات برادر شهید جانباز علی آزاد خواجه داد که خود یکی از بزرگان و فر هنگیان منطقه است در این راه تشکر و قدر دانی داشته باشیم که با موقعیت شناسی درست و به موقع وارد عمل میشود و صله ارحام را قوی تر از هر روز می کند ما هم برای ایشان دعا می کنیم

سخنان خوب ---------------------------------جوانان نهور

سخن تمام رسولان رسالت الهی و نوید دهنده بهشت است

خداوند طلب مغفرت را می پذیرد تا دیر نشده از این زمان باقی مانده استفاده کنید

نظام آفرینش برهانی بر وجود خداست

 

تشکر و قدر دانی از .......

یکی از شاخه نهر نهور بر اثر بالآمدن سطح نهر فاقد کارایی لازم در عبور آب بود که با همکاری مدیریت جهاد کشاورزی بنجار جناب آقای سارانی مردم نهور و اعضای شورا اسلامی به خوبی به سر انجام رسید از اقدامات شورای روستای نهور - کر بلایی رجب آزاد - برات کشتگر خواجه دادوسایر دوستان نهایت قدردانی به عمل می آید

                      کشاورزان نهور

زبان حال سیستان از جان محمد لشکری فرزند نوروز

این بزرگوار یکی از افراد شاخص است که دارای سن 87 سال است و هم اکنون در بستر بیماری است ما از تمام کسانی که این مطلب را می خوانند خواهش داریم برای سلامتی این مرد بزرگ دعا کنند اما زبان حال ایشان

سیستان سرزمینی است که دانه را به هزار شود خاکش آن چنان وفا دار است که بعد از سال ها صاحب خوش را به کرامت استقلال می رساند اگر اقبال خود کفایی نان می خواهید شانس آن است که آب را در دشت سیستان

با هدف به کمال رساندن کشاورزی گندم جاری نمایید  این همت بسیار پیچیده نیست بلکه با خیس کردن کام خاک گندم در سیستان به اوج می رسد و خزانه گندم گنج بر بالا می زند

در این مکان آفتاب شعاع تابش معنا داری دارد طلوع در این جا خروش دیگر دارد آفاق این سرزمین حکایت از راز های نهفته دارد که اگر علم و تجربه را در آن تلفیق کنیم سیستان پایگاه غذا و خود کفایی خواهد شد خلقت در این سرزمین طریقت شکوفایی می طلبد خلاقیت و ابتکار در ذات مردان و زنان روستایی موج می زند آنان مظهر مقاومت در مقابل حوادث طبیعت هستند پس آنانی می توانند تاریکی را زایل کنند که آشیانه در خاک سیستان دارند آفتاب زمانی منطقه سیستان را روشنایی می دهد باغات غلات و دانه های روغنی و گیاهان دارویی در صدر تداعی و ترویج قرار گیرد انشا ء الله

شهادت امام حسن عسکری و آغاز امامت.......

امام حسن عسکری (ع) انوار جلال و شکوه امامت به شهادت رسید شهادت این امام بزرگوار بر پیروان و ولایت مداران اهل تشیع تسلیت باد

در این ایام مداحان اهل بیت عصمت و طهارت در روستای نهور مراسمی برگزار کردند و تمامی اهالی جوانان و نوجوانان و بزرگان در این مراسم حضور فعال داشتند همچنین پیرامون آغاز ولایت حضرت حجه ابن الحسن عسکری توسط مداحان بررسی و تفسیر شد

مداحان : حاج حبیب مهماندوست - علی آزاد- احمد لشکری

5-کلمات در لهجه ی مردم نهور------- غلامعلی --دهبانی

زابلیفارسی
ریک و ریکردیف به ردیف
و نه مبگونه ای
مکوتیدمی کوبی دند
تب دلسویدای دل
ورچیندهمنتخب
ایبتهیبت
ادس ترکآن طرف ترک
بگکبگو
اورسیهابر سیاه
روچهره
برات شتهنقش زمین شده
سورسرو
چپاپ اشترپای اشتر
دربارهفروبارد
شتهشده
شخشاخه
ملاسانرم و لطیف
مرمهری
مجگون تومژه های تو
غره نعره
ارمون
حرمان
ناکارهزراعت نشده
موبردنیخواهی برد
چنگلانگشت
کورکگل انار
یکگیتنهایی
کمه زده نوخواهم زد
کشتیکشته ای
موبستنوخواهم بست
مقبول زیبا
بنویشتونوشتم
بلتایی از یک جفت
تهتا
گیاگیاه
جزگهتلاش و تفلا
برلیابرلیان
گلردومنلرزش دامن
واکوبگشا
بلخ چشبرق   نگاه
چزیهچیست
دوونهدیوانه
ملومی گذارم
مکشونومی کشانم
وامیه نگوبخود می آیم
مه نو دلمن و دل
فرموندهخسته
گفته دگفته بودم
دوونه دلهدیوانه دل را
طلب درخواست

4-کلمات در لهجه ی مردم نهور------- غلامعلی---دهبانی


زابلیفارسی
واچرتیدهوارفته اند
خیبا
سوز سبز
بهرومستاره بهرام
گشتچرخش
جاوجاجای جا
قلبیتقلب
حسام الملکیلقب سردار تاج محمد خان سرابندی
اش کوبهوش باش
ونموددرخشنده
دودنی اسپند
کشتوچطور
وبود                                           کامل
کمون سالکمال رستم یاقوس قزح
موگفتهخواهد گفت
کفتارگوکفتاران
برچاکچاک پیراهن
کمهخواهد
الهرها
موشکه گندم خوارموش نحیف جثه ای که گندم خورد
بدرگبد نهاد
نخرهنخورد
سیه پینکسیاه رو یا سیاه پیشانی
دوانفرین
اوقدرآن اندازه
جیبرقدرخشندگی
وابگوباز بگویم
مواشتنهخواهد گذشت
بیشنیبشنوی
بجسرشانه
دور و دوادوا و درمان
موگشتهزمانی به آن روال خواهد گذشت
دلگیهرزه گی
گازکتاب خوردن با طناب
ودسته بستهموقرانه
شاشوم
ام زانوهم نشینی
درنگکجست وخیز شادمانه
دسته چاپگروه چاپ
درپصدای محکم کوفتن پا بر زمین
میگفتیگمان کردی
ارغنزبده
پلووپهلوان
کرکوتابهت
غوز ملکبالاترین نقطه آسمان
بی سربی باک
متاویمی تابید
گور گورآتش
سوقوبه نمایش گذاشته

3- کلمات در لهجه مردم نهور---------- غلامعلی ----دهبانی


زابلیفارسی
موشلگمیوه لوبیا یی مانند بوته چغک
شه نومهشاهنامه
پیره دارحصاربان
خودکیخودمانی
سربجسرشانه پیرهن
سیتکترانه
پیرحمله
دور از شر و خیررها از خیر و شر
همر مورخ یونانی
تولنگپای در هم پی چیدن
پوتاعدای پوچ
لپ و لیسبخور و نمیری
وچکربه گردش
کنجکون نیزاریدختران نیزار
چورکهغارت کرد
چلسکبز کار و نا پاک
غلبده دلفتنه
پگهپگاه
سر پنگسر شانه
پوکحرف افسوس
اوس تر آن سو تر
کیانسهدریاچه هامون
سوشیانتنجات دهنده موعود
لب بجمونهلب بگشاید
بغ بغوفریاد مستانه کبوتر
توناکتوانایی
شهر سوختهمکان تاریخی با قدمت هفت هزار ساله
کرکوجایگاه آتشکده ای به همین نام
جومنکرباس
کیدمقدار
جی جی کهسینه مام وطن
مرسرریز شدن شیر از پستان مادر
ولولتلالو
واشریدهپوسیده
جلیرلایه آستری روی تشک
کم و کیدکم و زیاد
شیچراغ و چرخکرم شب تاب نورانی
دیشنهدیشب
جلافزیبا
گراویدهمتمایل
زمیزمین
روچمآزموده
چش و دیدآشکارا
ورزدهبالازدن آستین دست یا پا
وچرخبه تلالو
چاغسیجوش و خروش
گونصمیمی
الووحسرت دیده
ته خیسیخست

2- کلمات در لهجه مردم نهور ----------- غلامعلی ----- دهبانی


زابلی فارسی
کنگروی
تراخشیخشت های ورقه مانند
جلدگیس
که وکعب کاسه یوکه به نشیمنگاهش
جیبر قیپر زرق و برق
امنههمان است
ردبه دنبال
جنیدعا نویس
مست چغلهدیوانه گردش است
مچلهگیج است
چرچروراجی
کته خراسگنده گوی
ونموددل پسند
بی وایهقحطی زده
ابرووازخوشرو
پون قنده عسلهمثل قند عسل شیرین است
پچلهآلوده است
وادیاز هم وا کن
ارسیخهر آدم مغرور و سر به هوا
شتلتی پا
سراستادکمربی
بدلهقلابی است
تنستهتوانسته است
پفتلبی ارزش ولش 
ارافحراف
گنوکدیوانه
گروویکهسراب
قاش کولهقاچ هندوانه است
زقومهتلخ و کشنده است
پرولولپراز درخشش و درخشندگی است
کرکوترونق
خورککیکودکی
گرنهگلوله نخ
واکورهاکن
پوپیچوبال گردن
گل کیچوسیله ای که در گل بازی به کار می رود
مکوورملاآشکار من
کوی سپندکوه خواجه
کتراکپوست خشک شده و چروکیده
روپیتکروی پیشانی
قیقاجسواره تیر اندازی کردن را گویند
نمه بینونمی بینم
مخته آموخته
آوار کشفریاد کن
کنوزهکه هنوز هم
مورنهموریانه
کلاوه کوررشته سر در گم زندگی
چرخ اوگرداب عمیق

1- کلمات درلهجه مردم نهور ------------ غلامعلی --- دهبانی


زابلیفارسی
ککتوپ پارچه ای
گلرغل خوردن
استارهستاره
تراخ انگشتبشکنک
درودربی پناه
صومدمل های چرکی را گویند
کپرگیپرحرفی
تاروک ماتاریکی بدون ما
دکرضرب گرفتنی بر روی دهل یا دایره
دریچیناگهانی
بدرگیرذالت
تفارهزردی همراه با آّب آوردن شکم
وکنگبرروی زمین
بلخمنیمه پز
جیر لاستیک
خومینپختگی
بگوبگویم
کلمزرعه
سیه نومهپرونده رفتاری آدم
سرچردیوانه
کوکردهسنگینی اش را تحمیل کرده
ام رنگهمانند
نونوهشاطر
کوکاهلتنبل و تن پرور
چورک واریکشته نیم و نصفه رویید را گویند
تاخچهتاقچه
چاروهالاغ
دومادداماد
ره رویرهگذر
یگ بگنعره های مستانه
زوم زومزمزمه
درهاره های کوتاه علف بری
چووغندچوب کوتاه و کلفت و صاف
رمضورمضان
ترنگوسر و پا و سرشار از شادی
چپ گردسوک کوچه
ودل دادهاز حال رفته
جل شیهاداره کند
صه بی خوافردایش را
تاروک ماشب تاریک
گایگاهی
تکشادبزبز
شوگردشب گرد
چووچوب
چوو ملاساچوب نرم و خوش دست
انوزههنوز هم
که اشتوکه چگونه
دس خالیبادست تهی
زغنتوتنوعی صمغ گیاهی را گویند

تقدیم به نویسنده  بزرگ و فروغ روشنی بخش جناب آقای غلا معلی خواجه علی

غلامعلی خواجه علی از فرزندان تپیده کویر سرزمین سیستان روستای جهانتیغ جنوب شهر زابل است او با نوشتن کتاب کچیک سیستان بدون شک شمع یادگاری روشن نمود که در غالب ان کلمات و واژ  ها ستون گرفتند . ایشان باعث تسلی خاطر نسل جدید شدند چرا که دیگر اصالت گویش کاملا فراموش کرده بود که در لهجه بومی ریشه دار است ایشان هنر مند بزرگواری هستند که سیستان و تاریخ ان را می شناسند ویکی از افتخارات ما در اجتماع حدیث شعر بومی به حساب می ایند سروی که قامت خویش را برای پایدری فرهنگ وسنت سیستان خمیده کرد . فاخر است چون هنر مند است خواجه بر سایر اولاد است چون نویسنده خاضع و بایمان است جلال  و شکوه نام او بر ما سیستانی ها افتخار است و ما خود را شاگرد مکتب او می دانیم ما به عنوان سیستانی حمد و ثنا نکردیم بلکه به ایشان خدا قوت گفتیم تا پایدار و جاودان بماند به امید خدا

19- کلمات در لهجه مردم نهور------  غلامعلی خواجه علی


زابلیفارسی
چوروچنگرها
اجال آدم ساده لوح
لچوچوب کوچک و نازک
چخنسرچخانسر
مورمهرو موم
چلگموش
جیزکبه رخ کشیدن
چپیلاخسیلی
آجکنوعی گیره ریسمان
ام اگدههمدیگر
آدر بودیبیدار بودند
سرنگنوعی علف بیابانی
میر اومیر آب
پنرپیراهن
چزچه چیز
گوسلهگوساله
اونوآن هستم
پلمخوشه پروین
چپلاسکلاغر
کرمکبوته شور
چارسوچهارسو
زیگهلبه نان
سیممرز
ترمغتخم مرغ
کتچهار پایه
نملینمی گذاری
چنگبرکه
شه لیمخفف شاه علی
بلگبرگ
پوکاپاها
بطیشاخه ای از نهر آب روستای جهانتیغ
خلوشکیآب کثیف و گل آلود
ذگرگذرگاه آب
شلنگیمازاد علوفه که زیر دست و پا انداخته می شود
رمکاثر
آدربیدار
آس بادآسیاب بادی
کرکآجر
شفتلشبدر
دوولبه
کدهروستایی در سیستان که در افغانستان قرار دارد
چلگیدسته خوشه
چنگبسته کوچک علف
گردونکبسته ای که به کمک کمر حمل می شود
ایرگوویکیسه ای بلند برای حمل علوفه
رککیسه مخصوص حمل کاه
جودورکجو وحشی
بلخونهبالا خانه
گرزدپناه گاه

18- کلمات در لهجه مردم نهور -------- غلامعلی خواجه علی


زابلیفارسی
خونه خاییخانه خواهان
مشمههمه
پوشندهپوشانیده
ملمومیل سرمه دان
گنگرو
رووییپایینی
آدریبیداری
خول کویهبالایی کوه
شاهوبزرگان
کنکبکن
اورابر
جالهتگرگ
المندههیرمنداست
دوالهدیوارها
وتاونبه بهانه
عصوعصا
چلتشل و ول
خلکهخاله
فراوفراوان
ختلیلودگی
ناسورگناسور
آجتحاجت
تپزخم
میاردخمیر مایه
تیسکپرنده ای کوچک
زکهشل و ول
مجلقاب
شولسبدی که مرغ ها در آن نگه داری می شود
گرماسمخلوط شیر تازه و دوغ
خازهریس دار
دوقپه ایدوبله
زولجنگل
گورکنکگورکن
تگبیابان بی آب و علف
خرمهخرمن
گپ اقحرف حق
روزکهروزی که
کوله شکاریجایگاه شکار
سور گردنوعی مرغ
ایبواین بود
پورودراج ها
دکتپه
ایروایران
کله موشومعلق
فوربسهجاسوس انگلیسی در سیستان
در آردهجمع شده
خوجه لینام روستایی در سیستان بزرگ
روگیزالک پاک کننده گندم
رمرحم

17 - کلمات در لهجه مردم نهور---------- غلامعلی خواجه علی


زابلیفارسی
واانگبیدار شو
خونیهخواب نیست
گپ زنهحرف بزند
پتیارهدشمن
چورچنگر
واکبازکرد
ذوخوخوشحال
ممونه ازدوست داشتن مهمان
خسیگاو نر
طولهطویله
بچوشبزمجه
ب نسخیبی نوبتی
کتهاجاق سه پایه
آدیاد
کله موسو آویزان
پده گیچوب دستی بلند
لته گیسستی
نخوتنخود
کوتانبار
پلوبلال
کل گیرقطعه زمین کوچک
نمدیهنمی دهد
ور کتیدهورپریده
کوی خواجهکوه خواجه
امدومشکهمسن و زاد
خندونهخندان است
شبوشدادو فریاد
پیتوجلوی آفتاب
میخامی خورد
بگلونددورکرد
پیخولباناخن و چنگال زخمی کردن
گنگرخرچنگ
خلو خوارگل خوار
بیاوآورد
جلدخامویش را
اشنیده نکهنشنیده بود
بستوندکگرفت
تورزینهتبر کوچک
بی کارهنابود
پلپتکتلاش و کوشش
اوسطرکآنطرف
ارمتآبرو
فوجلشکر
ماه برات یکی از ماه های سال
کمینهکم اصل
فرنگی گواروپاییان
کل وردیزمینی که ؤُوب بسیار دارد
الغچیپرتاب
چاردوگرداطراف

در صدرطوبت زمین در نقاط مختلف روستای نهور زابل

نقطه های مورد نظر اصلا آبیاری نشده است و برای اینکه یدانیم شرایط و وضعیت رطوبت خاک در طی سالهای خشک سالی چه تغییری بر در صد رطوبت داشته که به شرح ذیل است
ردیف نام نقطه موقعیت نقطه عمق ۱تا ۲ متری سطح زمین در صد رطوبت  
۱ ماشیه جنوب شرقی نهور ۱۲
۲ کنجدی جنوب نهور ۱۴
۳ کهنه ها جنوب غربی نهور ۱۰
۴ بلندیها غرب نهور ۱۵
۵ برج حنوب و مر کز نهور ۲۲
۶ میوکونه شرق نهور ۱۴
۷ کله آخوند شرق نهور ۱۲
۸ زیره اسکل شرق نهور ۱۷
۹ بیست منی شمال ۲۴
۱۰ میدون تیاره شمال شرقی. در این منطقه با غاتی هستند از جمله حیدر کشتگر و عباس کشتگر و حسینا هرمزی که اصلا آب در دوره خشک سالیآنها نر سیده است و با شرایط ورود آب به هیر مند سا ز گاری یا فته اند به قول محلی زمین ته دار است ۳۰
۱۱ کوره علی احمدی شمال ۲۱
۱۲ باغ علی آزاد منبع آب شمال غربی نهور ۲۰
۱۳ چلنگ شمال نهور ۳۰

سر نوشت شوم برای کسی که  نسبت به امام حسین (ع)تعصب می گرفت ------تحقیق از بزرگان و افراد مسن

اکثر روایاتی که در این وبلاگ نوشته می شود یا نقل قول میشود با کما ل اطمینان خاطر می گویم که 100در صد واقعی است  در میان افراد جامعه بسیار کسان هستند که نسبت به عقیده و ایده دیگران ریشخند و تمسخر می ورزند روایت کننده ما فردی بسیار مسن و اما عابد که تا کنون 89 سال از سن مبارک ایشان می گذرد هنوز به یاد ندارد نمازش را قضا کرده باشد در دهه1330  بود ما در روستا با امکانات کمی که داشتیم بلاخره در حد توان مراسم بر گزار می کردیم در وسط روستای نهور و اسکل زیارتی است به نام آقا امام حسین و علت ان به دین صورت بود که شبی یکی از بزرگان و عابدان روستای اسکل امام حسین (ع) را در عالم رویا در خواب در همین محل فعلی میبیند که ایشان را شفاعت می کند و ایشان نماز صبح در همین محل می رود و  به حاجات خویش می رسد از آن روز تا امروز بسیاری از افراد با اعتقاد پاک به آنچه خواسته اند رسید ه اند لذا از اصل مطلب دور نشویم این دوست ما هر وقت مراسمی در زیارت با نام امام حسین بر گزار میشود با کارهایی  مانندآشوب و فتنه درست می کرد و افراد را پر اکنده می ساخت بنا به احوال وحال روایت کننده فرد متعصب ما یک شب دچار جنون عصبی میشود که در لهجه محلی جن زدگی می گویند و همیشه می گفت من به امام حسین کاری نداشتم تا این که با همفکری و مشورت بزرگان و روحانی روستا شب چهارشنبه خودرا دخیل و نذر میدهد           در این هنگام بنا به اظهار کسانی خود شاهد بو ده اند می گوید به خدا آزاد شدم  اری بعد از این واقعه خود از مریدان عاشورایی شد

16- کلمات در لهجه مردم نهور --------- غلامعلی خواجه علی

زابلیفارسی
پتکذره
شائدشاهد
دگردیگر
سیکوسیک ها
سمتطرف
جیفهمال دنیا
زول گزجنگل گز
مولخنگ
کتچهارپایه
لجوملجام
چتسیلی
میووسط
بلتربالاتر
وادادهتکیه داده
درگوردرون قبر
جلففضول
اونهآن را
ریفهگوشت تن را تکه تکه کردن
غرفعوعو و پارس سگ
می کمی کرد
لومنوعی توهین
ببی خاپدرت را
رو
روان
خراسوخراسان
ملتانحاکم مطلق
مجریصندوقچه
طارتطهارت
دروندهدرانیده
نوم شونام شان
بی ردبدون نشانه
ازایی جمه
از این جماعت است
غوتهغوطه خوردن
بز بزن
خراس صحبت
کمهکم است
ذقخونی
کپورنوعی ماهی
خلک نی لوئیساقه نرم ومغزدار
قتلمهنوعی نان
کله موسومعلق زدن
شیلهکانال خروجی آب مازاد در یاچه هامون
داکخشک
رونگمسیر قایق رانی نی زار
چلگوموشهای کوچک
آرددیآورده اند
توتونقایق محلی
پچووچوب درازی که به کمک آن توتن را توتنران می راند
ذگر گذر گاه آب
قطیقوطی

شکر واقعی تداوم نعمت ------راویان بزرگان سیستان

نقل است هر گاه مردم سیستان نعمت باران یا اب و...را مشاهده می کردند نذز و خیرات می دادند حتی به صورت دسته جمعی نماز شکر به جا می آوردند باری امیخته شدن اعتقادات با شکر و خیرات باعث بر کت میشد از نقطه نظر بزرگان زکات هم می تواند باعث تعدیل خشک سالی وهم نجات یک منطقه از بحران شود به امید آنکه آحیاء گر سنت و روش ایمانی بزرگان خویش باشیم

15- لهجه مردم نهور در سیستان ---غلامعلی خواجه علی

زابلیفارسی
تیرکموتیرکمان
کمدیواری که زیر آن خالی باشد
زرونهحرارت
دشمنودشمنان
پولکدفینه
کچولسفال
دم دادهپر کرده
بور بورنعره ی مستانه شتر
بگونهشتران را
مبخشیدههدیه می کردند

ازبکوازبکان
ککشوکهکشان
نوم و نشونام و نشان
هل هلنفس نفس زدن
توشنگیتشنگی
مخوندندمی خواندند
تندور
تنور
ناگمونا گهان
دولختکولاک
سکتسفت
مسلمونیمسلمانی
فرشپیدهفرو افتاده
برندبران
مورنهزنگ
غماغمها
پرزکم
کونهکهنه
نلهنگذارید
گاشمحل نگهداری گوسفندان
تنگجایگاه نگهداری دامها
سورکندتیشه لب پریده
ای مسلموای مسلمان
اجغوخرده دانه
اگجهکجا
بپورهپدر بزرگ را
پناییپناهگاهی
چورنهچنگر ها
مزهمزن
بگهغروب
گوچگونشوبچه هایشان
اله سور کورهنوعی سرگرمی کودکانه
کلپنوک
نواسگون شونوه هایشان را
چرخیدرخششی
خیبا
وکگریه
پوویبیداری
مکومکن
لنگوتهعمامه

14-لهجه مردم نهور در سیستان ---غلامعلی خواجه علی


زابلی فارسی
گورومگله گاو
ارازغمناک
مرهمارا
کچهانگشتر
مورچکفلفل قرمز
چورییدست بند نقره ای
رونهصورتش را
ورکنهدر آوردند
خشک اوویبی آبی
آصلحاصل
وطهوطن
نملهنمی گذارد
میاره می آورد
شکادگشاد
ورشمیآشامید
ور مکهدر میاور
گپحرف
گوورهگاوی را
کرباسیالک
گختهگیخته
ممونیمهمانی
جوزگردو
موشکیمورمور کردن
کریچ کریچتق تق مفاصل انگشتان
کیچ زورنوعی بازی محلی سیستانی است که شبیه گل بازی است
مبیمبین
لمیدهافتاده
رسوراسو
واشریدهلع شده
جججوجه تیغی
پخ پخپیخ پیخ
کوشخیشکاف میان دو گنبد از دو خانه که در کنار هم قرار می گیرد
گدامپر
دگدودیگدان
ولول
انوزهنوز
آدگاریادگار
کیونیکیانی
سرخفروخته
بپورهپدر بزرگ را
بارشهباران است

ایموایمان
ازدهزده
برقکرعد و برق
پایهرعد و برق
کوکردهسنگینی می کند
منگالداس
کیلکج
موبدوموبدان

برای رونق بخش کشاورزی سیستان چه را هکارهایی مهم است

۱- یکی از این را هکار ها تجربه کشاورزان است که بالاتر از هر تحقیق و پژو هش به شمار می آید

۲- مراجعه به ساز مانها و ماکز تحقیقاتی منطقه سیستان

۳- بررسی پیشینه نوع و گونه گیاهی یا جانوری در اکوسیستم سیستان  

۴- مشخص کردن آب و هوا در منطقه سیستان

۵- بر رسی منابع آبی و خاکی

 

حاجی لشکری --------روایت کنده یک خاطره عبرت آمیز --------شکر گذاری

حاج آقا لشکری فرزند اصغر لشکران هم اکنون در روستای نهورزندگی می کند و 98 سال طول عمر زندگی این بزرگوار است ایشان تمام عمر خویش را در سیستان زندگی نمود ه است فردی بسیار باتجربه از دوران زندگی در طول زندگی منطقه سال 1342 که خشک سالی بر منطقه مستولی شد دولت وقت یک سری تمهیدات به عنوان کمک به مردم می داد هر فرد 2تا کیلو روزانه گندم داشت این گندم توسط کد خدا های هر روستا تحویل گرفته میشد وایشان می گوید سهمیه ما خاندان لشکری و بسیاری از مردم نهور و توابع نیم کیلو داده میشد ما با توجه به تعدد خانوار و جمعیت فقط شکر خدا می کردیم و از همین گندم حتی نان و لندوی محلی تهیه می کردیم و با سختی های روز گار طی معشیت می کردیم جالب بدانید همان کسانی که 1/5 کیلو از سهمیه مارا می گرفتند قناعت نکرده پابه عرصه مهاجرت موقت گذاشتند ایشان شکر گذاری را مهمترین عامل در ایجاد صبر و قناعت می داند  حتی ایشان می گوید در زابل بودم که نان توزیع میشد و هر کس توان بیشتر داشت حتی نان از دست دیگران می ربود من در یک طرف و با امید خدا ایستاده بودم که شخصی نا شناس نان به من تحویل داد و هیچ گاه در هیچ اموری جزء به شکر گفتن کلمات دیگری چیزی بر زبان جاری نکردم ایشان خاطرات تلخ و شیرین زیادی نقل کر د ه اند که به سمع شما خواهیم رساند

کمک به همسایه و دیگران باعث برکت است  ---------خاطره

همه ما می دانیم هیچ گاه در سیستان و روستا شیر به همسایه فروخته نمیشد . اگر همسایه ای شیر نداشت بنابه حس همسایه ای و ایمانی خود همسایه شیر  به دیگران می داد روایت کننده این داستان و خاطره می گوید ما در یک روستا زندگی می کردیم و مصادف شدیم با یک خشک سالی 1327 تمام احشام ودام ما بر اثر گرسنگی از بین رفت من و 5 نفر عائله ماندم بالاخره هر کاری می کردم گاور ابفروشم عیال نمی گذاشت می گفت حتی اگر مازندران هم بروم گاورا می بریم تسلیم خواسته عیال بودم بالاخره بگذریم گاو مورد نظر شیر ده بود و در میان 24 خانوار فقط همین یک گاو وجود داشت و شیر می داد ایشان هم اکنون هم زند ه اند بلاخره هر کس درب منزل می آمد شیر می دادیم و معلوم نبود چه بر کتی بر خانه و این گاو شده بود که هر چه بذل می کردیم جواب تمام خانوارهارا می داد البته نویسنده وبلاگ از ایشان در ارتباط با نژاد گاو سوال کرد که گفت آقا گاو ما هم از همین گاو های معمولی بود لذا یک روز شیطان حسادت را در چشم خانم می آورد این همه شیر را برای چه به همسایگان بدهم بهتر است جواب رد بدهم و بگویم گاوما شیرش قطع شده است روایت کننده قسم می خورد از زمانی که ما بخشش کردن را مسدود کردیم گاو جنون می گیرد و هیچ کس را اجازه دوشیدن شیر نمی دهد عیال به من خبر دادکه گاو دیوانه شده و باید ذبح شود خدایا این چه علامتی است عیال که در بدترین شرایط حامی گاو بود اما اکنون چه شده است داخل کوچه بودم که پدر یکی از همان کسانی که عیال به آنها شیر نداده بود گله مند فلانی حالا دیگر مرام خودرا تغییر داد ه اید بچه کوچک شیر خواره داشتم هر روز عادت به بردن شیر از خانه شما داشتیم حال چه شده که جواب نمی دهی من  علامت جنون گاورا گرفتم رفتم خانه عیال چه خبر امروز کسی برای شیر آمده یانه ایشان ابراز کرد نه دیگه از بس مردم شیر می برند دل زده شد ه اند آقا با اشاره یکی از دختران داخل خانه شدم دیدو دیگ را پر از شیر و حدود 15 لیتر شیر است تعجب عیال را صدا زدم گفتم تا حالا تو نمی گذاشتی گاورا بفروشم ولی اکنون نوبت من است - بالاخره شیر به منزل همان همسایه فرستادم نیم ساعت بعد به عیال گفتم برو جنون گاو رفع شده و بلا رفت ایشان با علامت تعجب گفت من می ترسم تنها نمی روم من با خشم مردانه ایشان را روانه دوشیدن گاو کردم شاید با ورتان نمی شود به قول محلی 100درجه متفاوت . همان گاوی که نیم ساعت جلوتر در و دیوار را به دندان می کشید آن چنان ارا مش داشت که از روز های جلوتر بهتر بود این خاطره را برای این روایت کردم که کمک و دریغ از از دیگران بی بر کتی می اورد ودر نزول نعمت را می بندد  باشد که با الگو گرفتن از بزرگان و نصیحت های آنان دیگر در سطح روسا شاهد فروش شیر به همسایه نباشیم

گیاهان دارویی قابل سازگار و رویش  در سیستان-3


ردیف نام گیاه ملاحضات
200 اسه
201 اناناس گلخانه
203 ارنیکا
204 افتابگردان
205 حسن لبه
206 حب القلب
207 حنظل
208 چیل
209 چوچ
210 چغندر انواع آن
211 چای قرمزیا چای مکی
212 چاودار
213 جو
214 جلغوزه
215 جعفری
216 جاوشیر
217 توت فرنگی
218 توت سفید و سیاه درختی
219 توتون
220 گل توری
221 انواع ترب
222 تربچه
223 ترشک
224 ترنجبین از خار شتر
225 تره
226 ترخون
227 تاتوره
228 تاج الملوک
229 گل تاج خروس
230 پیاز
231 سیرک
232 پیچ امین الدوله
233 پنج انگشت
234 پونه
235 پیر بهار
236 پنیرک
237 پسته پشت باد شکن
238 پر سیاوش
239 پنبه
240 پای گرگ
241 پای خر
242 پاپیتال
243 بید
244 بولاغ اوتی
245 بوصیر
246 بومادران
247 بلسان
248 بداغ
249 برنجاسف
250 بهمن پیچ
251 بذرک
252 گل بنفشه
253 بگونیا
254 بادام زمینی
255 باقلا
256 بامیه
257 باذرنج بویه
258 بادیان یا رازیانه
259 بابونه انواع آن
260 بادمجان انواع آن
261 بارهنگ انواع آن
262 استوخدوس
263 اکالیپتوس
264 اشنان
265 اسفناج
266 انجیر سیاه
267 اسپند
268 اسپرس
269 اشوارک
270 ارگت
271 رزماری
272 انجبار
273 گل اختر
274 ارزن
275 آنیسون
276 افسنطین انواع آن
277 اقاقیا
278 درخت انار
279 آنغوزه
280 انجدان
281 انگور
282 آلو
283 آویشن
284 واش
285 نخود انواع آن
286 عدس انواع آن
287 جزر شیطانی
288 جلپ
289 گل محمدی
290 علف مار
291 هندوانه ابو جهل
292 علف لیمو یا به لیمو
293 پنیر باد
294 گل طاووسی
295 هاماملیس
296 هلیله زرد گلخانه









گیاهان دارویی قابل ساز گار و رویش در سیستان -2


ردیف نام گیاه ملاحضات
100 فلفل سیاه
101 گیاه فرفریون
102 گیاه فرندل
103 باد رنج بویه
104 غاز یاقی
105 غزیل
106 غافث
107 عناب
108 گل مغربی
109 درخت عرعر
110 علف دندان
111 عدس
112 عاقرقرها
113 توسک
114 صبر زرد
115 گل طاووسی
116 شیشم
117 شیرپنیر
118 شیرین بیان
119 شوکران انواع آن
120 شوید
121 شمشاد
122 شیطرج
123 شکر تیغال
124 شب بو
125 شب خسب
126 شقاقل
127 شلغم
128 شبدر زرد
129 شنبلیله
130 شقایق
131 شاه پسند
132 شاه دانه
133 شاهی
134 شاه تره
135 سیرک
136 سیکاس
137 سیر
138 سیب زمینی ترشی
139 سیب درختی
140 سپستان
141 سورنجان مصری
142 سوسنبر
143 گل سوسن
144 سنبل رومی
145 سداب
146 سنبل خطایی
147 سنبل الطیب
148 سیاه دانه
149 گل ستاره ای
150 سرو
151 انواع سرخس گلخانه
152 سنا
153 سنجد
154 سگ زبان
155 زیرفون
156 زیبا
157 زیره سبز
158 زوفا
159 زیتون
160 زنگی دارو
161 زنیان
162 زبان گنجشک
163 زردک
164 زرگل یا همیشه بهار
165 زنجبیل گلخانه
166 زرذ آلو
167 زبان در قفا
168 زنبق
169 ریواس گلخانه
170 ریش بز
171 رناس انواع آن
172 ریحان انواع آن
173 رتم
174 رازک
175 ذرت
176 دیفن باخیا گلخانه
177 گیاه دم اسبی گلخانه
178 دارواش سایه
179 درمنه
180 گل داودی
181 خیار
182 خولنجان
183 خرفه
184 خون سیاوشان
185 خرما
186 خرزهره
187 خرنوب
188 خربق سفید
189 خردل
190 خنروس
191 خربزه توده ها ی محلی
192 خطمی انواع آن
193 خلر
194 خاک شیر
195 خار خسک
196 خار شتر
197 حنظل انواع آن
198 حلزون

گیاهان دارویی قابل ساز گاری و رویش  در سیستان -1


ردیف نام گیاه ملاحضات
1 یوکا گلخانه - بله
2 یولاف فضای باز
3 یونجه کوهی فضای باز
4 یاسمن فضای آزاد - انواع یاسمن
5 یاس درسایه - انواع آن
6 هل گلخانه
7 هندوانه انواع دارویی و خوراکی
8 هفت بند هوای آزاد
9 هزار دارو فضای آزاد
10 هفت بند مرغان
11 هویج
12 وسمه گیاه بونی سیستان است
13 وج
14 گیاه واج
15 نیلوفر انواع آن
16 نیل
17 نی هندی
18 نی شکر
19 نخود فرنگی
20 نی بوریا
21  گل نسترن
22  گل نرگس
23 شبدر معطر نفله
24 نعناع انواع آن
25 نارنج پشت باد شکن
26 ناخنک
27 گل میخک
28 گل مینا
29 مورد
30 موگه گلخانه
31 موسیر گلخانه
32 مهرسلیمان گلخانه
33 مارار گلخانه
34 مو
35 گل میمون
36 مشک دانه تابستان پشت باد شکن
37 مرزن جوش گلخانه
38 مرزه پشت باد شکن
39 منداب پاییزه
40 مرغ
41 مامیران پشت باد شکن بهاره
42 مارچوبه بهاره پشت باد شکن
43 ماش
44 ماگنولیا سایه
45 جو انواع پوست کنده پاییزه
46 لیف بهاره
47 لوبیا نوع محلی
48 لویی
49 لوبیا سبز داخل گلخانه
50 لاله عباسی
51 گل لادن
52 لاله سرنگون
53 گل پر
54 گل جعفری
55 گل یخ
56 گلنار
57 گل گندم
58 گلرنگ
59 گل محمدی یا گل سرخ
60 گل ساعتی
61 گل مریم
62 گوجه فرنگی
63 گشنیز
64 گون
65 گزنه
66 گز شاهی
67 گرمک
68 گندم
69 گاو زبان
70 گاردینا
71 کیسه کیش
72 کنار
73 کندر
74 کنجد
75 کلمبو
76 کلزا
77 کدو
78 کلماتیس
79 کرفس گلخانه
80 کلپوره
81 کهورک
82 کرچک
83 کنگر
84 کنگر وحشی
85 کلم انواع آن گلخانه
86 کتان
87 کاهو گلخانه
88 انواع کاج
89 کاکلک
90 گل کاملیا
91 کاکنج
92 کاسنی
93 خار طلایی قرصعنه
94 قرقات
95 قاشقک
96 قاتل البق
97 قارچ های خوراکی
98 فیل گوش
99 فلفل

13-کلمات در لهجه ی مردم نهور------- غلامعلی خواجه علی

 
زابلیفارسی
بیومدیآمدند
قهرخاقهر خود را
بیاونهبیابانها
ورشلونهدورکند
شیطپاره
لچکپارچه ای کوچک که به دور سر می بندند
غلتوندهغلطانده شد
چار صدچهار صد
املهحمله
دزیدزدی
زموزمان
کرمونیکرمانی
کرکنارس
خرپیک دفعه
کمختزمخت
الغارت
ام زموهمان زمن
چغلیگردشی
سیم و میلنشانه های مرزی
لولکحشره
کلات و قندهارشهر های ایران که در حال حاضر در افغانستان است
خلپیدهفروبرده
امه همه
مرهمارا
لیسیدهلیس زده
سیستونهسیستان را
تلنگهول دادن
کاتهدیوانه
غلهگندم
زنکونهزنان را
گردوکقلوه
تمکانبار گندم
دل و سازدهل و سرنا
چورییدست بند نقره ای زنان
دشتکداشت
چیمکلوخ
گندهوامانده
لیمفریب
خان قجربزرگ قاجار
آدموندهیادگاری مانده است
گلوممقدار کمی آب به اندازه یک دهان پر
اووآبی
مندسهمهندس را
شیه بشود
چخلهقطره
خو وماخواب ما
وگمونبه خیالشان 
دز اوودزد آب
اوغونیافغانستان

مشخصات  پروفیل خاک روستای نهور براساس میلی گرم در کیلوگرم

نام عنصرمقدار بر حسب میلی گرم در کیلو گرم
روی0/2تا 0/5
منگنز5 تا 10
آهن2 تا5
پتاس400 تا 500
کربن آلی0/1 تا 0/5
فسفر15 تا 20
مس0/8 تا 1/5
کلر100 تا 200
سولفات50 تا 100
منزیم5 تا 15
شن30 تا 50
لای40 تا 50
رس12 تا 24
اسیدیته4/4 تا 7/4
شوری16 تا 32




12-کلمات در لهجه ی مردم نهور------- غلامعلی خواجه علی


زابلیفارسی
توشنگیتشنگی
مواوبا
موچکهپیچک صحرایی
دار دارصدای چهار پا
بلدونهپوستش را در آورد
زیربارکزرشک وحشی
زونگبند های ساقه گندم که از گندم جدا می شود
تنوکپراکنده
دلاکسلمانی
میزونهترازو را
کرگمناپدید
بی پاکیبدون تیغ
خورخبری
خلگوشکنهخرگوشها را
روبهروباه
می شدهمی شدند
بپورپدر بزرگ
تندورتنور
زنبورک چیدر دوره افشاریه برای سرکوبی دشمنان و همچنین تخریب قلعه ها از توپخانه های کوچکی استفاده می شد
مدعلیمخفف محمد علی
سردماغخوش حال
نبونبود
برخابرادرش
میدومیدان
جانگیرمخفف جهان گیر
بگهگفت
دروندهپاره کرده
پپریه
دومادداماد
گومبهگمان کرد
بوخوپای بنداسب
بداداد
دشمهدشمن
پوخهشوره زار
نونان
تهرونیتهرانی
قجرقاجار
بادومیچوب دستی ای که از چوب بادام درست شده
وزیر اوغرق آب
چلچهل
ورغندهپهن کرده
رو نکهرحمی نکرد
مجگمژه
ترخیدهترکیده
لپه موج
شلپهموج پیا پی
سنگوآویزان
جختسفارش
بستون خابوستانش را